در این بخش به معرفی آثار منتخب معماران ایرانی طراحی و ساخته شده در داخل و خارج از ایران می پردازیم. دامنه نمایش آثار از اواخر دوران قاجاریه تا به امروز می باشد.
به منظور انتشار آثار خود، لطفا از طریق ایمیل با ما در ارتباط باشید.
Shadow
Slider

مدرسه عالی مدیریت (دانشگاه امام صادق)

 

 

 

اطلاعات عمومی پروژه


نام پروژه: مدرسه عالی مدیریت

کاربری فعلی: دانشگاه امام صادق (ع)

موقعیت: تهران، شهرک غرب ، بلوار مدیریت

شرکت مشاوره: مهندسین مشاور عبدالعزیز فرمانفرمائیان و همکاران

معمارارشد: نادر اردلان

همکاران طراحی : یحیی فیوضی، هوشنگ جاهد، علی رمضانی
تاریخ:
 1351-1349
نوع پروژه:
 آموزشی
مساحت سایت:
 22400 مترمربع

مساحت ساخته شده: 7000 مترمربع

کارفرما: شرکت ایران کانتینر 

عکاسان: کامران عدل ، خسرو بزرگی

 

ساختمان مدرسه در بستری سبز بر فراز تپه‌ای بنا شده است. بستر طرح، مستطیلی به ابعاد 170×110 متر است. فضاهای بسته كه بر گرداگرد زمین استقرار یافته‌اند عموماً كم‌ارتفاع و یك طبقه‌اند ، و باغی به ابعاد 130×80 را در میان می‌گیرند. «دستگاه ورودی» به شكل بنایی دو طبقه در شرق بستر طرح بنا شده است. در میانة باغ، «ساختمان كتابخانه» ـ بنایی سه طبقه با قاعدة هشت و نیم هشت ـ  از فراز سكویی به هرسوی باغ می‌نگرد. اضلاع شمالی و جنوبی باغ را «حجره‌های دانشجویان» اشغال كرده‌اند كه در دل دیواری قطور پنهان شده و جداره‌های باغ را می‌سازند. «ساختمان مُدرس‌ها» در جبهة مقابل ساختمان ورودی و در ترازی پایین‌تر نسبت به آن واقع شده است.

مدرسه عالی مدیریت به عنوان شاخه‌ای از دانشگاه هاروارد ایالات متحدة آمریكا بنا بود كه با همكاری استادان آن دانشگاه به تربیت مدیران و متخصصین بخش‌های خصوصی و دولتی بپردازد. بعد از انقلاب اسلامی، این مدرسه با نام دانشگاه امام صادق(ع)، مستقلاً اهداف پیش‌بینی شده را ادامه داد. در سال‌های اخیر ملحقاتی همچون مجموعة خوابگاه‌ها و مسجد به طرح اولیه اضافه شد و عملیاتی از قبیل اضافه شدنِ بخش‌هایی به ساختمان مُدرس‌ها، اضافه شدن زیرزمینی به عنوان سالن قرائت به كتابخانه و به دنبال آن برچیده شدن آبنمای سكوی میانی و تغییراتی در سالن غذاخوری و حجرات دانشجویان در آن انجام گرفت. در تحلیل این اثر، طرح اولیه بدون تغییرات و اضافات یاد شده مد‌ّ نظر قرار می‌گیرد.

 

مدرسه و پیرامون آن

مجموعة مدرسة عالی مدیریت در شمای كلی بنایی «قلعه‌مانند» است كه «باغی»‌ در میان و فضای سبز پردرختی در پیرامون دارد. بستر مشجـّر این بنا كه دور از بافت متراكم شهر و متمایز از آن واقع شده ‌است آن را شکوهمند میسازد و از میان درختان فراز تپه به‌خوبی مینمایاند. از هیئت قلعه‌مانند و تمام بستة بنا چنین برمی‌آید كه بهرهگیری از چشماندازها و طبیعت اطراف چندان مورد توجه طراح نبوده است؛ اما این موضوع هرگز به معنای كم اهمیت بودن سیمای بیرونی ساختمان نیست؛ زیرا برای مخاطبی كه از سوی بزرگراه زیر پای ساختمان به آن می‌نگرد منظرة جذاب و رمزآلود ساختمانی كه توسط درختان بلند باغ پیرامون محافظت می‌شود به سادگی قابل چشم‌پوشی نیست

برای رسیدن به ورودی چشمگیر بنا كه دروازه‌ای است برای ورود به این بنای قلعه‌مانند، عبور از باغ پیرامون مجموعه و طی مسیری نه چندان كوتاه ضروری است؛ امری كه ساختمان را دور از دست و منزوی می‌نمایاند و به آن كیفیتی «درونگرا» میبخشد.

مدرسة عالی مدیریت، مركزی شبانه روزی با برنامة آموزشی فشرده است؛ عملكردی كه نیاز به محیطی دنج و آرام دارد. ممكن است چنین به نظرآید كه انتخاب «صورتی درونگرا» برای آن بوده است كه آرامش و خلوت مورد نیاز حاصل شود؛ اما باید متوجه بود كه تنها انتخاب بستر وسیع و مشجـّری كه بنا را احاطه می‌كرد و آن را از بافت متراكم شهری و اجتماع  جدا می‌ساخت، برای دستیابی به محیط دنج و آرام دلخواه كفایت می‌كرد و در چنین شرایطی دیگر ضرورتی بر انتخاب «فُرم درونگرا» وجود نداشت؛ لذا این انتخاب را تنها می‌توان زاییدة میل و ارادة طراح تلقّی نمود.


 

سازماندهی كلی طرح

·        مخاطب با عبور از دروازة ورودی، خود را در یك «باغ» كوچك می‌یابد. كشیدگی این ‌باغ بر محور شرقی ـ غربی است. سه بازیگر مهم طرح بر محور مذكور نشسته‌اند: «دستگاه ورودی» در شرق آن، «ساختمان كتابخانه» در میانه، و «بنای مُدرس‌ها» در آخرین نقطة غربی آن. البته كتابخانه از سوی دیگر بر محورشمالی ـ جنوبی مدرسه واقع ‌شده است، كه با ساختمان غذاخوری در انتهای شمالی آن گفتگو می‌كند. در جنوبی‌ترین نقطة این محور نیز درِ كوچكی به بیرون باز شده است.

·       طرح مدرسه یادآور الگوی باغ ایرانی است؛ البته باغی كه با مساحتی كمتر از یك هكتار بسیار كوچك‌تر از نمونه‌های سنّتی است؛ وجود كتابخانه و سكّوی وسیع زیر آن در میانة صحنه، این باغ را حتی كوچك‌تر از آنچه هست نشان میدهد. فرد با گذر از ورودی و پا گذاشتن به فضای باز خود را در درون «حیاطی محصور» حس می‌كند؛ و همین امر این باغ كوچك را به یك «حیاط میانی» شبیه می‌سازد.

·       كتابخانه و دستگاه ورودی در گفتگوی با یكدیگر فضای این حیاط را به دو بخش «عمومی» و «خصوصی» تقسیم می‌كنند؛ بخش عمومی در پوشش هالهای است كه بین ورودی و كتابخانه احساس میشود و بخش خصوصی باقی مجموعه را در بر میگیرد. در نتیجة این تقسیم و خُرد‌شدن‌ْ باغ باز هم كوچك‌تر جلوه می‌‌‌كند و شباهتش به «حیاط میانی» بیشتر می‌‌شود. در طرح حیاط، دو محور طولی وعرضی كه توسط ساختمان‌هایی در طرفین‌شان بر آنها تأكید شده است می‌یابیم؛ ظاهراً در این حیاط با انتظامی «چهارایوانی» مواجه‌ایم. از میان چهار بنایی كه در منتهی‌الیه محورهای حیاط واقع شده‌اند ـ خصوصاً اگر از بالا به مجموعه نگاه كنیم ـ دو تای طرفین محور طولی، یعنی دستگاه‌ ورودی و ساختمان مُدرس‌ها، نمود بیشتری دارند. به این ترتیب می‌توان به انتظامی «دو ایوانی»  در این حیاط نیز قایل شد.

·        بنای كتابخانه در میانة باغ شباهتی به «كوشك» باغ‌های قدیمی دارد؛ شكل چلیپایی این ساختمان عاملی ‌است كه بر این تصور صحـّه می‌گذارد، و در جای خود مورد ‌تأمل قرار خواهد گرفت . ساختمان مُدرس‌ها به واسطة شیب زمین در ترازی پایینتر از كوشك كتابخانه قرار گرفته و تا حد‌ّی در پشت آن پنهان شده است؛ امری كه موجب می‌شود بخشی از محور طولی حیاط كه در فاصلة میان ورودی و كوشك قرار دارد اهمیت بیشتری پیدا كند و الگوی سومی نیز علاوه بر دو الگوی پیش گفته در طرح سربر‌آورد، كه می‌توان به آن الگوی «تك‌ایوان و كوشك» اطلاق كرد.

·       بنابر‌آنچه ‌‌آمد به نظر ‌می‌رسد كه مهم‌ترین ویژگی این طرح استفادة توأمان از الگوهای متفاوت طراحی و انتظام فضایی است؛ طرح مدرسه همواره در میان دو الگوی «ساختمانی بر گرد حیاط مركزی» و «باغ ایرانی» و سه انتظام فضایی «چهارایوانی»، «دو ایوانی» و «تك‌ایوانی و كوشك» در نوسان است. توجه به این نكته ضروری است كه تمهیدات به كار‌رفته در طرح مجموعه بیش از «تركیب» و «درهم‌آمیختن» این الگوهای ‌سنتی متوجه «دركنار هم نشاندن» آنها بوده است؛ گویی ایجاد این خصایل چندگانه را باید از نیـّات اولیه و اصلی طراح برشمرد.

·        در حركت آونگ‌گونة فضای باز مدرسة عالی مدیریت بین دو كیفیت «حیاط» و «باغ»، طرح جدارههای مجموعه حایز توجه است. ضخامت این جدارهها و دروازههایی كه آنها پی‌در‌پی و به طور منظم رو به سوی فضای اصلی باز میكنند نشان‌میدهد كه این كالبد نه فقط دیواری قطور و مجو‌ّف برای یك باغ، كه عنصری واجد شخصیت و درخور اهمیت در طرح مجموعه است.

·        جدارة حیاط، شامل حجره‌های دانشجویان، مجموعه‌ای است متشكل از اجزای مستقل تكه‌تكه، كه در ترتیبی خطی انتظام یافتهاند. به بیان دیگر، حجرههای دانشجویان حلقههای زنجیری را ساختهاند كه جانب شمال و جنوب حیاط را از آنِ خود كرده است. حلقههای زنجیر، به طور منظم در‌پی هم می‌آیند و تنها در گوشههای حیاط چرخشی چهل و پنج درجه دارند. این اتفاق، استثنائاً در نقطة دیگری از جدارة شمالی نیز رخ میدهد و یك ورودی خصوصی از جانب شمال را شكل می‌دهد.
 

·        فضاهای تشكیل‌دهندة حلقههای زنجیر، طاق‌های گهوارهای دارند. به این ترتیب، جدارههای شمالی و جنوبی مجموعه، بام‌های پر‌تراشی پیدا كردهاند. این حجم‌ها از شیب ملایمی كه از جانب شرق به غرب در بستر طرح وجود دارد پیروی میكنند.
 

·        تكّه‌تكّه شدن جدارة اصلی و پرتراش شدن بام آنها ساختمان مورد نظر را از صورت یك بنای واحد بیرون آورده و به یك بافت قدیمی شهری شبیه میسازد. به واسطة رشد درختان محوطه كسی كه در معبر پیادة بین درختان و جدارههای شمالی یا جنوبی گذر میكند چنین می‌پندارد كه در كوچهای از یك بافت شهری قدم میزند و از جلوی خانههای مختلف میگذرد.

·       حیاط‌های كوچكی كه از پسِ جدارة باغ هویدا می‌شوند، حجره‌های دانشجویان را بر گرد خود دارند. گویی این حیاط‌ها باغ اصلی را به میان حجرهها می‌كشانند. دروازهها تداوم فضاییِ یاد‌شده را تنظیم، و بر «تفكیك آحاد درعین پیوند آنها» دلالت میكنند ـ اصلی كه ریشه‌های عمیقی در سازماندهی فضاهای سنّتی دارد.

 

·      جدارههای حیاط اصلی ـ با خصایلی كه برای آنان برشمرده شد ـ شباهتی به دیوارهای سادة پیرامون باغ‌های قدیمی ندارند؛ همچنانكه طرح این جدارهها به طرح جدارههای مدارس سنتی هم شبیه نیست ـ حتی اگر در گوشههای بعضی مدارس بتوان حلقهای از حلقههای زنجیر مورد بحث را یافت. در اینجا نیز طراح نكاتی را از هر یك از دو الگوی «دیوار حیاط» و «دیوار باغ» برگرفته است؛ اما این بار به «دركنار هم نشاندن» آنها اكـتـفا نـكـرده، و از «در هم آمیختـن» الـگـوهـا بـه «صورتی نو» و «انتظامی تازه» دست یافته است.

 

عناصر تشكیل ‌دهندة طرح

·      دستگاه ورودی دستگاه ورودی، بلندتر و پرتراشتر از دیگر حجم‎‎های مجموعه، با هیئتی دروازه مانند، ایوانی است رو به بیرون كه از اطراف و از مسافت دور دیده می‌شود. شمایل این ورودی شباهت‌های زیادی به ورودی‌های كاروانسراها و برخی مدارس، یا به عبارتی بناهای مستـقل از بـافـت و تـك افتادة قدیمی دارد. نمای این بخش تقریباً تنها نمایی از مدرسه است كه از بزرگراه شرقی قابل رؤیت است. ساختمان ورودی در عین دعوت‌گری، خاموش و با وقار است.  

·        ساختمان ورودی بنایی متقارن است، و پشت و رویی مشابه دارد. احجام راه پله در دو منتهیالیه چپ و راست ساختمان، با قاعدة هشت ضلعی و بدون هیچ روزنه‌ای، اختتامی برای بنا فراهم میآورند و ساختمان را «تمام‌شده» و «بارو‌مانند» جلوه میدهند. اینجا تنها مكانی است كه هم اشراف به بیرون و هم چشمانداز مهمی به داخل مجموعه دارد؛ و از این بابت با دیگر عناصر تشكیل دهندة طرح مدرسه متفاوت است . 

·        این ساختمان علاوه بر فضای ورودی كه در میانه واقع شده است، بخش اداری ـ در طبقة همكف ـ و اتاق‌های اعضای هیئت علمی ـ در طبقة فوقانی ـ را نیز در بازوهای طرفین خود جای می‌دهد. پنجرهها در این دو بازو بلند و كشیده‌اند؛ و نمی‌توان گفت كه این صورت كشیده و عمودی تماماً تابع طرح فضاهای داخلی است، شاید بهتر باشد كه طرح این پنجره‌ها را براساس نقشی كه در طرح نما ایفا می‌كنند بسنجیم. واقعیت آن است كه استقرار پنجرهها در طرفین نما سبب میشود تا چشمانداز اتاق‌ها به محوطة باز كم اهمیت شود، اما در مقابل، بر اهمیت پنجرة وسیع سرسرای میانی ساختمان كه رو به محوراصلی باغ گشوده میشود افزوده گردد.
  

حجره‌ها و مدرس‌ها

·        انتظام بخشیدن به فضاهایی مخصوص اقامت دانشجویان به دور حیاطی كوچك و دنج، و سپس باز‌شدن دروازهای از این مجموعة كوچك به محوطة اصلی، سبب میشود كه ارتباط میان فضاهای اقامتی و محوطة اصلی واجد سلسله مراتبی شود. به بیان دیگر، حجرهها مستقیماً با محوطة اصلی مربوط نیستند بلكه حیاط‌های كوچك را واسطة این ارتباط قرار میدهند. تركیب فضایی یاد شده را میتوان در حیاط‌های گوشهای مدرسه‌های چهارباغ و صدر اصفهان مشاهده كرد. این سلسله مراتب سبب خصوصیتر شدن محیط حجرههای مسكونی میگردد و حسی از اتحاد و خویشاوندی میان افراد درون هر حلقه به وجود می‌آورد.

·        هر یك از آحاد حجره‌ها ـ یا چنانكه پیش‌تر گفته شد هریك از حلقههای زنجیری كه جدارة حیاط را می‌سازند ـ واجد چهار اتاق خواب، یك اتاق نشیمن/ مطالعة جمعی و دو فضای سرویس بهداشتی است. اشكال اتاق‌ها همگی منظم و در تركیبی متقارن به دور حیاط شش‌گوش انتظام یافتهاند و به آن نگاه میكنند. اتاق نشیمن/‌مطالعه بین چهار اطاق قرار گرفته و عامل وصل آنها است. از این فضا است كه میتوان به حیاط اصلی نظر كرد. با این انتخاب‌ها، كار و زندگی دانشجویان به هم آمیخته شده و محیط دنجی برای آنان فراهم آمده است.

·       ورود به اتاق‌های دانشجویان همانند محیط‌های سنّتی مستقیماً از حیاط كوچكِ شش‌گوش صورت میپذیرد، و اگر چه میان اتاق نشیمن و اتاق‌های دو جانب آن نیز فضای ربطی وجود دارد اما چنین به نظر میرسد كه طراح مایل نیست از فضای نشیمن به عنوان معبری برای رسیدن به دو اتاق همجوار استفاده شود.    انتخاب شكل شش‌گوش برای قاعدة حیاط كوچك ابداع شیرینی است. این شكل، یك قدم از آنچه معمولاً در سنّت معماری ایران برای این حیاط‌ها استفاده شده است ـ یعنی شكل هشت‌ضلعی ـ سادهتر و كمتراشتر است، و به این ترتیب «مدرنتر» مینماید. در عین حال به‌سبب استفاده از اشكال سنّتی و ارتفاع بلند جدارة این حیاط‌ها فضای آنها به فضاهای سنّتی شبیه است. در واقع، فضای داخل هر حجره به خاطر شكل منظم اتاق، وجود طاق گهوارهای بلند، تقسیمبندی‌های متقارن، و نوع مصالح مورد استفاده، سنتیتر از هرجای دیگر مجموعه جلوه میكند.

·        بنای مُدرس‌ها در پشت كتابخانه با تواضع بسیار (شاید هم  تواضعی بیش از اندازه)، در دورترین نقطه نسبت به دستگاه ورودی استقرار یافته است. فاصلة كمی كه میان بنای مُدرس‌ها و كوشك وجود دارد، و اختلاف تراز قابل توجه این دو، مُدرس‌ها را در پس پرده و كم اهمیت جلوه میدهد، گویی كوشك فضاهای آموزشی را در پشت خود پنهان كرده است و اجازة ابراز وجود به آنها نمیدهد .
 
انتظام فضاهای اصلی مدرس‌ها در طرفین یك هال ورودی یادآور طرح بعضی مدارس قرن نهم هجری است كه واجد مُدرس یا نمازخانه در كنار ورودی اصلی خود بودند. طرح این بخش، از سه حجم با قاعدة هشت‌ضلعی، دو حجم با قاعدة مربع، و دو حجم با قاعدة نیم‌مربع تشكیل شده است. (این تركیب هشت‌ضلعی و مربع ما را به یاد نقوش هشت‌و‌چهار در گره‌سازی می‌اندازد). مُدرس‌ها دیوارهای بسته، سازة نمایان و هندسی، و بالاخره نورپردازی سقفی دارنـد. با این تمهیدات فضایی دلپذیر و آرامش‌بخش پدید آمده كه میتواند مأمن دانشجویان باشد .

 

كتابخانه

·        طرح كتابخانه در برش افقی به شكل چلیپایی است، كه نسبت به محور اصلی باغ به اندازة چهل‌و‌پنج درجه چرخیده است؛ چرخشی كه در منظر بیرونی بنا چندان به‌چشم نمی‌آید. به بیان دیگر میان سازماندهی افقی بنا و واقعهای كه در بعد سوم كتابخانه رخ میدهد تفاوتی هست. این نحوة طراحی كه در معماری سنّتی نیز مصادیقی دارد، شیرینكاری‌های معماران تیمچه‌ها و بازارهای سنـّتی را در ذهن تداعی می‌كند . از طرفی باید به بنای چلیپایی‌شكل و پنجرههای بزرگی كه بین چهار عضو چلیپا قرارمیگیرند توجه كرد، كه گویی چشمان خود را به هشت سوی باغ كوچك مجموعه گشوده است؛ امری كه بر كوشك بودن این ساختمان دوباره مهر تأییدمی‌زند.

·        با آنكه كتابخانه ساختمانی دو طبقه است اما نمود بیرونی آن به صورت بنایی با یك طبقة بلند است. ستون‌های بتنی بلند و بدون انقطاع نمای خارجی، دیوارهای یكپارچه آجری و پنجره‌های كركره‌ای تقریباً سرتاسری در احجام چهارگوشه، و سطوح یكدست شیشهای در میانة نماهای كتابخانه، همگی تمهیداتی هستند كه برای این منظور اندیشیده شده‌اند. صفحات كركره‌ای یادشده علاوه بر فواید عملكردی ـ همچون تنظیم نور فضای داخلی ـ جداره‌های بسته آجری و بتنی نما را نیز تلطیف می‌كنند و وجهة خانگی‌تری به بنا می‌بخشند؛ ضمن آنكه در تقابل با سطوح شفاف شیشه‌ای، نمود آنها را نیز قوی‌تر می‌كنند

·        دیوارهای آجری نما كه به صورت مور‌ّب به داخل فرو میروند و حجم شیشهای عقب نشسته میان نما را قاب می‌كنند نقاط مؤكّدی را رو به چهارسو میسازند. با آنكه این سطوح فرونشسته نما هیچگاه اعتباری همسنگ اعتبار ایوان‌ها در ساختمان‌های سنّتی پیدا نمی‌كنند،اما در تقویت هیئت «كوشك‌مانند» این بنا بسیار مؤثرند . 

·        زمین مدرسه شیبی از جانب شرق به غرب دارد . ورود به باغ از بلندترین نقطه ـ از جانب شرق‌ـ صورت میپذیرد؛ و فرد پس از ورود، برای رسیدن به كتابخانه باید بر روی شیب حركت كند و آرام‌آرام به ترازی پائینتر برسد؛ امری كه می‌تواند از اهمیت كوشك به عنوان نقطة اوج طرح بكاهد، و سابقه‌ای هم در سنّت طراحی باغ های قدیمی ندارد. طراح برای رفع این مْعضل سكّویی در پای كوشك ساخته و ارتفاع آن را بیشتر كرده است ـ كه بر وسعت كوشك در میانة باغ نیز می‌افزاید؛ و حتی آن را نسبت به باغ بیش از اندازه بزرگ جلوه می‌دهد.

·     در طرح كتابخانه (چه در انتظام دو‌بعدی و چه سه‌بعدی) اشكال راستگوشه حاكمیت دارند. در استخوانبندیِ نما آجر حضور ندارد؛ در واقع چارچوب نما را خطوط قاطع سازة بتنی میسازد و آجر فقط در قالب صفحات تراش‌خورده در سطحی محدود بینابین ستونها را پر میكند. طرح كتابخانه در منظر بیرونی اگر چه صورت ساده و خلاصه‌شدة كوشك سنّتی است، ولی با درنظر گرفتن نكاتی كه ذكر شد همچون اختصار در تراش‌ها و حذف اَشكال و خطوط مدورـ كمتر از حجره‌ها به مصادیق سنتی شبیه بوده، و یك قدم به معماری مدرن نزدیك‌تر شده است. فراموش نـكنـیـم كـه طراحی بر مبنای همنشین كردن پارههای بزرگِ كدر با پاره‌های بزرگ شفاف اگر چه در معماری سنتی هم مصداق‌هایی دارد، اما در آثار مدرن بسیار به چشم میخورد. با درنظر گرفتن محل استقرار كتابخانه در میانة میدان و متقابلاً پنهان شدن حجره‌ها در پس دیوارهای پیرامونی، چنین تصور می‌شود كه طراح در آشكار ساختن مصادیق «سنـّت» و«مدرنیزم» در طرح خود نیز سلسله مراتبی را رعایت كرده است، و در این كار حجره‌ها را ـ كه سنـّتی‌ترین بخش‌های این مجموعه‌اند ـ تا حد‌ّی در پرده نشانده است

·     در سازماندهی فضایی كتابخانه، نشستن چهار فضای مربع شكل متقارن پیرامون یك فضا و رو به‌سوی آن، به آن فضای مركزی عزّت و اعتبار میبخشد، و طرحی مركزگرا به وجود میآورد. نمایان كردن سازة منظم و هندسی سقف و پاشیدن نور بر پلهای كه در مركز فضا واقع است توسط نورگیر سقفی اهمیت و اعتبار این فضای میانی را دوچندان میكند. 
استقرار راه‌پله در مركز كتابخانه میتواند به معنای نمایش حركت در مركز، مقد‌ّم دانستن حركت بر سكون، میل به عرضة مجسمه‌ای در میان فضا ، تأكید بر ارتباط بصری طبقات، و بالاخره «نمایش فكر مدرن در قالب چارچوبی سنـّتی» باشد. این پله كه میتوانست مطابق با الگوهای سنّتی در گوشه‌وكنار فضا قرار گیرد اینك در میانة فضا نشسته است، گویی كلّ ساختمان كتابخانه به وجود آمده تا پله را به نمایش بگذارد؛ و به این ترتیب پله به نقطة اوج ساختمان تبدیل شده است. همچنانكه خود كتابخانه نیز با طرح چشمگیر و وسعتی كه دارد عنصر اصلی و مركزی بنای مدرسة عالی مدیریت و شاه‌بیت طرح آن است.

 

منابع: 
1- نقدآثاری از معماری معاصر ایران، کتاب، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری، وزارت مسکن و شهرسازی 1387، صفحه 72
2- آرشیو بصری بنیاد آقا خان
3- کتابخانه دانشگاه ام ای تی، ایالات متحده آمریکا


 

Projects-Social 1 Projects-Social 3 Projects-Social 4

مجموعه رستورانهای زنجیره ای شیلا که از سال 1380 فعالیت خود را با عرضه هات داگ به طور اختصاصی آغاز کرده و تا امروز به کار خود ادامه داده؛ با توجه به بازار هدف خود اقدام به تغییر معماری داخلی خود کرد که طراحی کانسپت اولیه و گسترش آن برای 18 شعبه به عهده این مجموعه واگذارشد. شیلا نیاز به یک رویکرد جدید در فضاهای داخلی و انعکاس بهترحس درونی مجموعه خود به بیرون را احساس می کرد و در کنار آن خواستار معرفی اهداف آینده خود در این فضاها بودند.این اهداف باید در کنار نوآورانه بودن محصول غذایی تعریفی جدید برای مخاطبی خاص با محدوده سنی مشخص نمایش داده می شد و نکته مهم تر این است که محصول این مجموعه ذاتاً ایرانی نبوده و به عنوان یک غذای وارداتی نامیده می شود و قطعا مستلزم معرفی یک سبک مصرف و یک سبک فضا متناسب با فرهنگ میزبان می باشد.

اهداف:  با توجه به اصول برندینگ مهمترین عوامل برای ماندگاری یک برند توجه به حواس پنج گانه انسان (بویایی، چشایی، لامسه، شنوایی و بینایی) است و ما برای رسیدن به این هدف وظایف را بین تیم طراحی و مجموعه شیلا تقسیم کردیم؛ مباحث چشایی و بویایی به عهده شیلا (نوع غذا و کیفیت آن) و سایر موارد به عهده تیم طراحی محول گردید. که توانستیم به کمک شناسایی عادتهای رفتاری مخاطب و تغییر برخی از آنها (با استفاده از متریال های غیر عرف نظیر سیمان ، آهن و توری) به شیوه معماری هیجان را به کالبد بنا اضافه کنیم . مطابق با هر پروسه معماری یکی از مهم ترین اهداف مجموعه ما پرهیز از بیهودگی بوده است و تماماً  تلاش شده هیچ گونه کاربیهوده و نماسازی صرف در فضا صورت نگیرد و تمام سطوح و عناصر به صورت اکسپوز اجرا شود  و هر اتفاقی در فضا انجام می پذیرد، سودمند و نیاز واقعی بنا باشد. یکی دیگر از نکات لحاظ شده در طراحی استفاده از متریال اورجینال (به لحاظ ذاتی) نظیر بتن، آهن و چوب بوده است و نکته مهم در انتخاب این مصالح  تطبیق پذیری این تیپ متریال با محیط زیست پیرامون خود می باشد. یکی از مهمترین اتفاقاتی که می بایست در کانسپت اولیه رعایت می شد ایجاد یک مدول قابل گسترش بوده است که این مدول باید قابلیت اجرایی در یک فضای یک متر در یک متر تا یک فضای بیست برابری  را داشته باشد و در کنار آن حفظ تِمِ کلی فضا اولویت بالایی در ماندگاری یک برند در ذهن مخاطب دارد و در کنار آن باید تمام خصوصیات و شناسنامه برند نمایان باشد. برای رسیدن به فضایی مناسب با مشخصات گفته شده در بالا و ایجاد یک محیط برای ارائه یک سبک زندگی هات داک در ایران، نیازمند بررسی های زیاد در نمونه موردی موجود در دنیا بود.چالشهایی که در طراحی با ید لحاظ می گردید بررسی شرایط ساخت بود چراکه با توجه به دایر بودن مجموعه فوق ، امکان تعطیلی شعبه وجود نداشت و دیتیل های اجرایی و مبلمان و دیوارسازی ها می بایست کاملاً ساخته شوند و در زمان مشخص در محل نصب گردند و پیش از آن با توجه به اکسپوز بودن پروژه نیازمند هماهنگی های لازم بین تیم های مختلف کاری می باشد. برای پوشش سطوح دیوارها و محدوده زیر مش فلزی، تماماً از پوشش ملات ماسه سیمان و یک لایه تگری با ماسه شسته صورت گرفت و به منظور رعایت مسائل بهداشتی روی سطوح سیمانکاری شده توسط یک لایه پرایمر ورزین و درنهایت رنگ سازمانی پوشیده شد. استفاده از سیمان تگری به دو دلیل استفاده شد؛ یکی اینکه مصالح کاشی حذف شود و با همان لایه اولیه کارانجام پذیرد و دوم اینکه با توجه به نورپردازی سطوح دیوار می بایست پوششی استفاده می شد که با توجه به کوچک بودن فضاها یک بافت مناسب را روی دیوارها ایجاد نماید سطوح دیوارها با استفاده از مش فلزی و پروفیل 20*20 پوشیده شده است که این پوشش فلزی مانند یک پوسته جداکننده بین صندلی ها و دیوار ایجاد میکند و این فاصله محل مناسبی را برای نورپردازی به وجود می آورد.

استفاده از متریال هایی نظیر فلز،چوب و بتن با توجه به کانسپت اولیه استفاده گردید و یکی از مهمترین مسائلی که باید در تمام مراحل مدنظر قرار می گرفت، کنترل کردن حس سردی و یا گرمی فضا در محیط بود چراکه بتن و فلز در ذات خود سردی دارند و باید به کمک گرمای چوب متعادل گردد تا بتوان با ایجاد یک حس گرم یک فضای خودمانی و جذاب ایجاد نمود.

یکی از نکاتی که در طراحی کانسپت اولیه لحاظ گردید ایجاد یک فضای راحت و بدون تشریفات و به عبارتی مناسب برای نسل جوان و پرهیجان که به سادگی در فضا حضور پیدا کنند و با آرامش هرآنچه را می خواهند از فضا بازیابند و برای رسیدن به این هدف و بازگوکردن سبک زندگی استفاده از عکس مطابق با اهداف برند را در داخل فضای رستوران در دستورکار قرار گرفت و با استفاده از تصاویر می توانستیم آن بخش از مفهوم برند و کمپین های فصلی را به زبانی ساده تر بیان کنیم. یکی دیگر از خصوصیات اصلی که در طراحی مورد توجه بود و برای کارفرما به علت تعداد شعب و گسترش شعب بسیار اهمیت داشت بحث ارزان و ماندگار بودن طراحی داخلی بود که این موضوع با انتخاب متریال و شیوه برخورد با آن این نیاز کارفرما را برطرف کرد و از طرفی تعمیر و نگهداری شعبات مختلف بعد از اجرا بود که اهمیت زیادی داشت که این مسئله بااستفاده از معماری اکسپوز کاملا محیا شد و دسترسی به تاسیسات به ساده ترین شکل امکان پذیر گردید.

خواندن 3264 دفعه آخرین ویرایش در سه شنبه, 15 تیر 1395 ساعت 16:00