Email: caoi.ir@post.com Telegram ID: @caoiran

Books

معماری معاصر در ایران از سال ۱۳۰۴ تاکنون

معماری معاصر در ایران از سال ۱۳۰۴ تاکنون
نويسنده: امیر بانی مسعود
زبان: انگلیسی
چاپ اول: ۱۵ ژوئن ۲۰۲۰
تعداد صفحات: ۱۵۴ ص
این كتاب را در آمازون خریداری كنید. [ لینک خرید ]

فهرست مطالب
مقدّمه

فصل اوّل، مُدرنیزاسیون و نوسازی شهری
تهران: ویترین تجدّد
شهرها، شهرک‌های صنعتی و توسعۀ نفتی

فصل دوّم، سبْکِ ملّی ۱۳۰۴ - ۱۳۲۰
نئوکلاسیسیسم
احیاءِ اسلامی: جست‌وجوی مسیرهای ناپیموده
سبْک نو-هخامنشی: تکوین سبْکی جدید

فصل سوّم، نخستین مُدرن‌های ایرانی: تکوین معماری حرفه‌ایِ مُدرنیستی در ایران
فصل چهارم، از خانۀ مُدرن تا مجتمع‌های آپارتمانی
معماری آکادمیک و خانه در معنای مُدرن کلمه
مجتمع‌های آپارتمانی

فصل پنجم، اسکان در مِتروپُلیس
مُدرنیسم انقلاب سفید، هزینه‌های سرسام‌آور و رُشد زاغه‌نشینی

فصل ششم، معماری مُدرن و جریان ‌های پس از آن، ۱۳۳۲-۱۳۵۷
سبْکِ بین‌المللی
مُدرنیسمِ عالی
منطقه‌گراییِ مُدرن

فصل هفتم، معماری ایران پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷
روحیۀ نوپدید: معماران جوان ایرانی در جست‌وجوی آینده

ارجاعات و یادداشت‌ها
فهرست منابع و مراجع مقالات و كتابهای فارسی
مقالات و كتابهای انگلیسي
منابع تصاویر

نمایه

مقدّمه
هدف از نگارش این دفتر ارائۀ تاریخی خواندنی از معماری معاصر ایران، از موج تجدّد در اوایل دهۀ  ۱۳۰۰ ھ ش تا زمان حال، است. موضوع پژوهش اصلیِ آن نحوۀ ارتباط میان آمال و آرزوهای ناظر به زندگی نوآیین و ایجاد فُرم‌های جدید در معماری بوده است، و این‌که عواملی هم‌چون رشد و پیدایش محیط زندگی جدید، برآمدنِ معماریِ حرفه‌ای، و تغییرات و تبدیلات صنعت ساختمان‌سازی در ایران، چگونه همگی بالاتّفاق به ظهور جریان بالندۀ معماری مُدرنیستی در این کشور منجر شدند. درعین‌حال، این دفتر می‌کوشد تا همگرایی میان معماری و رشد و توسعۀ سیاسی و اجتماعی در ایران را مورد بررسی قرار دهد. تحوّلات معماری و شکل‌گیری نسل نخست معماران تحصیل‌کردۀ ایرانی، چنان‌که پیداست، همگی متأثّر از تحوّلات اجتماعی در ایران بوده‌اند. از این‌رو، در بررسی نوآوری‌های مختلف در عرصۀ معماری، صفحات این دفتر به ملاحظۀ دقیق تحوّلات تاریخی و زمینۀ اجتماعی نیز توجّه خاصّ نشان داده است.

با وجود این‌که دفتر حاضر از ترتیب تاریخی و تقویمیِ سختگیرانه‌ای پیروی نمی‌کند، روند بررسی جریان امور در آن به نحوی است که مناسبت تامّ با هر دوره و رویدادهای معماری آن دورۀ مورد نظر داشته باشد. فصل اوّل مشتمل بر دو بخش عمده است. عوامل منجر به شکوفاییِ جریان مُدرنیسم در ایران، و این‌که به کدامین علّت تهران به کانون نوآوری‌ها بدل شد، از جملۀ موضوعات این فصل است. مُدرنیست‌های ساکن در پایتخت، درعین‌حال که زبان‌های متنوّع مُدرنیسم اروپایی را به زبانی ساده‌تر بیان می‌کردند، دست به «ترکیب و تألیف» (synthesis) نیز می‌زدند. شاخص‌ترین بناءهای مُدرنیستی در ایران، همزمان و همگام با تأسیس دانشکدۀ معماری، در تهران برافراشته شدند. بخش دوّمِ همین فصل بر برنامۀ عمران شهری در دوران سلطنت رضاشاه پهلوی تمرکز دارد، که نخستین اقدام نظام‌مند در ایران در عرصۀ عمران شهری محسوب می‌شود. برنامۀ عمران شهری در این دوره، نه تنها به بروز تغییرات عمده‌ای در چهرۀ شهرهای سنّتی ایران منجر شد، بلکه تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر تحوّلات سازه‌های مُدرن در ایران نهاد. مُضاف بر این، در طول سال‌های قرن حاضر هجری شمسی مطابق با سدۀ بیستم میلادی، رشد صنایع مُدرن در ایران به توسعۀ شهری در ابعاد خیره‌کننده و حتّیٰ پیدایشِ شهرهای جدید انجامید.

فصل دوّم، با تمرکز بر سه گرایشِ اصلی در معماریِ «سبْکِ ملّی» (نئوکلاسیسیسم، احیاءِ سنّت معماری اسلامی، و سبْکِ نو-هخامنشی)، به بررسی این نکته می‌پردازد که ملّی‌گرایی ایرانی، به‌مثابۀ رویکردی سیاسی، چگونه توانست به پیدایش و گسترشِ سبْکی جدید در معماری ایرانی منجر شود، سبْکی جدید که طرّاحی و اجرای بناءهای دولتی و حکومتیِ عصر رضاشاهی از مصادیق آن به شمار می‌آیند.

فصل سوّم مقولۀ مُدرنیزاسیون در معماری ایران را مورد بررسی قرار می‌دهد، و عمدتاً مشتمل است بر ارائۀ فُرم‌ها و تکنیک‌های جدید در معماری. احداث راه آهن سراسری خود باعث تسهیل دسترسی به مواد و مصالح جدید شد، و فرصت بی‌نظیری برای کشور فراهم آورد تا حرفۀ مهندسی در ایران تأسیس و به سطح ملّی ارتقاء یابد. در سال ۱۳۰۶ ھ ش حکومت ایران مؤسّسات تعلیمی و تربیتیِ متعدّدی را بنیان نهاد، تا معماران و مهندسینی خبره و مطّلع از علم جدیدِ احداثِ ساختمان تربیت کرده، و به استخدام شرکت ملّی راه آهن ایران درآورَد. به‌خصوص در دورۀ سلطنت رضاشاه، معماران فرانسوی دست به کار برنامه‌های حکومت در امر نوسازی و بازسازی اماکن و ابنیۀ تاریخی و غیرتاریخی شدند. و همزمان با این معماران خارجی، نسل نخست معماران مُدرنیست ایرانی که در خارج از ایران تعلیم دیده بودند در نوسازی ایران مشارکت فعّال داشتند. در دهۀ 1320 ھ ش، معماری دیگر به یک حرفۀ تخصّصی بدل شده بود؛ در این دهه بود که معماری ایرانی تقریباً تمام اسباب و شرایط لازمه برای تبدیل به یک حرفۀ تخصّصی تمام‌عیار را گرد آورد و تثبیت کرد.

موضوع فصل چهارم بررسی نسبت میان «خانه» در معنای جدید کلمه، که در بافتار جنبش مُدرنیستی ایران جنبه‌ای حیثیّتی و کلیدی یافته، و «معماری آکادمیک» در ایران است. طرّاحی مُدرن خانه‌های مسکونی، فضاهای زیستی جدیدی برای خانواده‌های «هسته‌ایِ» ایرانی در عهد سلطنت رضاشاه پهلوی فراهم آوردند. نیاز به توضیح نیست که شاخص‌ترین خانه‌های مُدرنیستی در تهران ساخته می‌شدند، یعنی شهری که پیشگامانِ معماری، آن را عرصۀ اصلی تحقّق اصول مُدرنیستیِ مورد نظر خود می‌دیدند. این معماران با اتّخاذ موضعی بر ضدّ جریان تاریخ‌گرا به ابزارهای بیانیِ جدیدی در معماری مجهّز شده بودند. اینان، علاوه بر جایگزین ساختنِ تقسیمِ سنّتی فضاهای داخلی بر مبنای جنسیّت (هَشتی و بیرونی و اندرونی) با اتاق‌هایی که عملکرد خاصّ امروزی داشتند (اتاق نشیمن، اتاق ناهارخوری، اتاق خواب)، زبان معماری زنده، پرتحرّک، بومی/محلّی و عملکردگرایی را پدید آوردند. واپسین بخش فصل چهارم به بررسی و مطالعه در خانه‌های آپارتمانیِ اواسط دهۀ ۱۳۲۰ ھ ش می‌پردازد، که به مستأجرانی با سطوح درآمد مختلف اجاره داده می‌شدند. اجاره‌نشینی در این خانه‌ها واکنشی به روند رو به گسترش شهرنشینی و بالنّتیجه افزایش قیمت زمین شهری بود. در این دوره معماران ایرانی، به‌سرعت هر چه تمام‌تر، رویکردهای سبْکی و روش‌های ساخت‌وساز جدیدی را اتّخاذ می‌نمودند، و در کاربرد تکنولوژی‌های نوین و ترکیب‌بندی طرّاحی در ساخت آپارتمان به پیشرفت قابل ملاحظه‌ای نائل می‌شدند.

فصل پنجم با عنوان اسکان در مِتروپُلیس، پیرامون نخستین پروژه‌های بلندمرتبه و مجتمع‌های مسکونی سخن می‌گوید که در دهۀ ۱۳۵۰ ھ ش آغاز شدند. این فصل، درعین‌حال، انقلاب سفید اوایل دهۀ ۱۳۴۰ ھ ش را نیز به مورد بحث می‌گذارد، که نه تنها تغییر و تحوّلات گسترده‌ای در جامعۀ ایرانی پدید آورد، بلکه رشد شتابان طبقۀ متوسّط و متخصّص را نیز مقصود داشت و در نیل بدان توفیق یافت. انقلاب سفید که نتیجۀ آن چندین پروژه با هزینه‌های سرسام‌آور بود، دلیل و مسبّب اصلی رشد شهرنشینی در ایران معاصر بود. موضوع فصل ششم بررسی سه پدیده، یعنی «سبْکِ بین‌المللی»، «مُدرنیسمِ عالی» و «منطقه‌گراییِ مُدرن» بود، و از موقفِ این سه پدیده به موقعیّت معماری ایرانی نظری اجمالی می‌افکند. در اواسط دهۀ 1340 ھ ش معماران ایرانی «سبْکِ بین‌المللی» را با شور و شوقِ فراوان سرلوحۀ خلق آثار خویش قرار دادند، زیرا زیبایی‌شناسیِ این سبْک را نشانۀ سرآغازِ عصری نوین قلمداد می‌کردند. برخلاف دهۀ ۱۳۱۰ ھ ش که طیّ آن مُدرنیسم تازه می‌خواست جای پای خویش را در ایران مستحکم سازد، در طیّ سال‌های دهۀ ۱۳۴۰ ھ ش «مُدرنیسمِ عالی» در سرتاسر کشور از پذیرش همگان برخوردار شده بود. در این دهه ایران توانسته بود به سبْکی در معماری نائل شود که هم حرمت معماری سنّتی ایرانی را نگاه می‌داشت، و هم با تکیه بر آشنایی بیننده با معماری قدیم، نشانه‌ها و استعارات قدیمی و آشنا را در اذهان القاء می‌نمود. این سبْک جدیدِ معماری ایرانی، مواد و مصالح غنی مُدرن را با گرایش سنّتی و تاریخی درمی‌آمیخت.

واپسین فصل این دفتر به بررسی معماری ایران پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ ھ ش می‌پردازد، و می‌کوشد تا برای این پرسش پاسخی بیابد که چگونه در این برهۀ خاصّ تاریخی، پیوند میان سنّتِ معماری در ایران و معماری مُدرنیستی، به دغدغۀ اصلی معماران ایران بدل شد. معماران ایرانی کوشیدند، در اغلب موارد، با اِمعان نظر در میراث فرهنگی و معماری بومی ایران، هویّت مستقلّی برای معماری ایرانی پدید آورند. نسل جدید معماران ایرانی در عوضِ تمرکز بر جنبه‌های منطقه‌ای و ملّی، بر عناصر جهانی/گلوبال و بین‌المللی در معماری متّکی بودند. نکتۀ نهایی این‌که معماری معاصر در ایران کماکان به رشد و تحوّل و توسعۀ خود ادامه می‌دهد. امید است این دفتر به افزایش آگاهی از معماری معاصر و میل به پژوهش‌های بیشتر آتی در این عرصه منجر گردد. به‌علاوه، غرض از نگارش آن ارتقاءِ فهم خوانندۀ ایرانی از روند معماری معاصر در ایران نیز بوده است.

 

Contemporary Architecture in Iran
from 1925 to the present
Amir Bani-Masoud
Front cover illustration: Shahyad Aryamehr Monument, photo by Mohammad-Reza Khakzad
ISBN: 9798620711642

Buy this book on Amazon [ Link ]

CONTENTS

Introduction
Chapter 1, Modernization and Urban Renewal
Tehran: Showcase of the New 5
Cities, Industrial Towns and Oil Urbanization

Chapter 2, Sabk-e Melli: The Iranian National Style 1925-1941
Neoclassicism 22
Islamic Revivalism: The Search for a New Direction
The Neo-Achaemenid style: The Formation of a New Style

Chapter 3, First Moderns: The Making of a Modernist Profession
Chapter 4, From the Modern House to Apartment blocks
Academic Architecture and the Modern House
Apartment Blocks

Chapter 5, Housing in the Metropolis
White Modernism, White Elephants and Shanty Towns

Chapter 6, Modern Architecture and Beyond 1953-1979
The International style
High Modernism
Modern Regionalism

Chapter 7, Architecture After the Islamic Revolution of 1979
The New Spirit: Young Iranian Architects Looking for the Future

Notes
Select Bibliography
Acknowledgements & Photo Acknowledgements
Index of Names

INTRODUCTION
This book aims to provide an enjoyable history of contemporary architecture in Iran from Iran‘s modernization during the mid-1920s to the present. It explores how hopes for a new and better society in Iran became linked to new architectural forms. The book discusses how factors such as the development of new environment, the rise of the architectural profession, and the transformation of the building industry in Iran, all led to the emergence of mature modernist architecture in this country. The book also examines the convergence of architecture with political and social developments in Iran. Architectural developments and the formation of the first generation of trained Iranian architects have been shaped by social developments in Iran. Thus, when discussing various architectural innovations, this text pays close attention to relevant historical developments and social context.
Although the book follows a loosely chronological order, it is intended to flow in a way that is best suited to each period and architectural event under discussion. The first chapter consists of two major parts. It explores factors that led to the first blossoming of modernism in Iran and why Tehran was the locus of this innovation. Tehran modernists synthesized while simplifying diverse European modernist expressions. The most notable modernist buildings in Iran were erected in Tehran alongside the establishment of a school of architecture. The second part of the first chapter focuses on the urban renewal program during the reign of Reza Shah, which was the first systematic attempt at urban planning in Iran. The program not only led to major changes in traditional Iranian cities but also had considerable influence on the development of modern structures in Iran. Moreover, during the twentieth century, the growth of modern industry and the oil urbanization in Iran led to massive urbanization and the rise of new cities. Focusing on three architectural tendencies (Neoclassicism, Islamic revivalism and the neo-Achaemenid style) of the Iranian national style, the second chapter examines how nationalism as a political approach led to the development of a new style in Iranian architecture, as can be seen in the designs for various government buildings that were erected during Reza Shah‘s reign.
The third chapter examines the modernization of Iranian architecture, which entailed the introduction of new forms and techniques. The Trans-Iranian Railroad allowed for the introduction of new materials and provided a great opportunity for the country to establish and raise the status of the native engineering profession. In 1927,

Contemporary Architecture in Iran
the government established numerous educational institutions with the purpose of training architects and engineers in the new science of construction to work for the Trans-Iranian Railroad. Notably, during Reza Shah‘s reign, French architects were involved in his reconstruction program. Moreover, the first generation of Iranian modernist architects schooled abroad. Architecture became professionalized in the 1940s; it was during this time that Iranian architecture began to develop nearly all of the features of a full-fledged profession.
The fourth chapter focuses on the relationship between the modern house, which was a key aspect of Iran‘s modernist fabric, and Iranian academic architecture. Modernist domestic design provided new living spaces for Iranian modern nuclear families during Reza Shah‘s reign. The most notable modernist houses were erected in Tehran where Iranian pioneers passionately embraced modernist principles. They espoused a deliberate anti-historicism in their search for new means of expression. In addition to replacing traditional spatial divisions and gender-based sections of the house with functional rooms, architects also developed a viable, functional, and regional idiom. The last part of the fourth chapter examines the mid-1940s apartment houses that catered to tenants of various incomes. These houses were built in response to urbanization and the consequent increase in city land values. During this period, Iranian architects quickly adopted new stylistic approaches and construction methods and made considerable progress in the use of new technology and design configurations in apartment construction.
Focusing on housing in the Metropolis, the fifth chapter discusses the White Revolution which not only attempted and achieved a far-reaching transformation of Iranian society but also accelerated growth of the professional middle class. The White Revolution, which developed into a series of white elephant projects, was the main reason for the rapid urban growth rate in Iran. The sixth chapter considers the three phenomena of the International Style, High Modernism and Modern Regionalism, and thereby provides a glimpse of the state of Iranian Architecture. In the 1960s, Iranian architects eagerly adopted the International Style since they considered this new aesthetic to reflect the start of a new era. In contrast to the 1930s, when Modernism was first introduced to Iran, during the 1960s, there was widespread acceptance of High Modernism all across the country. During this period, Iran developed a new architectural style that revealed a deep respect for traditional Iranian architecture and relied on the viewer‘s familiarity with the architecture of the past to convey its codes and metaphors. The new style combined rich materials and historicist detailing. It encouraged architects to attend to the realities of Iranian geography, climate, and history in their architecture. The last chapter of this book covers Iranian architecture after the 1979 revolution. It explores why at this time the main concern of Iranian architects was to marry tradition with the ideas and developments of modernist architecture. The architects worked to develop an independent identity for Iranian architecture by, in many cases, attending to indigenous cultural and architectural heritage. This chapter discusses the new, young generation of Iranian architects that have a global and international rather than regional and imperial focus. Ultimately, Iranian architecture is continuing to progress and develop. This book will hopefully increase awareness of and inspire future research on contemporary architecture in Iran. It is also intended to enable Western readers to develop an understanding of modern architecture in Iran.