Email: caoi.ir@post.com Telegram ID: @caoiran
Image is not available
Study

in This section we publish architecture articles from books and magazines.you can send us articles that we publish them for you.

in This section we publish architecture articles from books and magazines.you can send us best articles that we oublish for you.

Slider

Study

رُستُم وسکانیان: میراث یک معمار

نویسنده: دکتر تالین گریگور،استاد تاریخ هنر

ترجمه : وب سایت معماری معاصر ایران

 

معماران ارمنی, rostom voskanian, iranian architect, رستم وسکانیان, معمار ارمنی, باشگاه آرارات, نیایشگاه صلیب مقدس, iranian armenian architect

 

Farsi

درباره معمار

مسیر زندگی هنری رستم وسکانیان بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه تهران در سال 1959 مشخص شد.او پس از انتخاب به عنوان پنجمین دریافت کننده کمک هزینه تحصیلی دولتی، برای تکمیل تحصیلات معماری خود به پاریس اعزام شد.،پس از چهار سال تحصیل در مدرسه هنرهای زیبای پاریس، بوزار در سال 1964 به عنوان استادیار در آتلیه معمار مشهور، هوشنگ سیحون، به دانشگاه تهران بازگشت.او در طی ده سال حضور در دانشکده ، از سال1975 مدیریت گروه معماری  دانشگاه تهران را بر عهده داشت تا سال 1980  که دانشگاه ها تعطیل شدند.در طول این دوره وسکانیان مشغول برگزاری نمایشگاه های هنری،  پروژه های معماری، و  مسئولیت های دانشگاهی بود.در سال 1974 او در یک فرصت مطالعاتی در دانشگاه پنسیلوانیا، از دفتر لویی کان معمار شهیر جهان که احتمالا او را در سال 1970 ملاقات کرده بود، بازدید کرد.یادمان گرایی (مانیومنتالیتی) انسانی، ترکیبات موفقیت آمیز مواد های سنتی و بتن، و طراحی های منطقه ای "کان"، گرایشات وسکانیان را تحت تاثیر قرار داد.در آن هنگام او نمی دانست دو دهه آخر از زندگی هنری او صرف  آثاری نزدیک به شاهکارهای کان خواهد بود.بناهای وسکانیان در دهه 1960، شامل باشگاه ارامنه و خانه آخرهفته در تهران همچنین کودکستان ارامنه در تبریز، نمونه های نخستین از نوگرائی(مدرنیسم)، منطقه ای در ایران می باشند. مصالح بومی مختلف برای تجدید نظر و بازنگری درباره اصل فرم و کارکرد گرد هم آورده شدند.

همچون "لویی کان"، درک عمیق و احترام به تاریخ، وسکانیان را از سایر نوگراها (مدرنیستها) متمایز می کرد.‎کسی که  مدت زمانی از فعالیتهای ساختمانی خود کنارگیری نمود و به حفظ و نگهداری آثار تاریخی پرداخت،مرمت صومعه تادئوس مقدس  و مستندنگاری کلیسای سرکیس مقدس، نمونه هایی تاثیرگذار از تعهد او نسبت به تاریخ بودند.

درباره استادیوم

در سال 1971 وسکانیان بزرگترین ماموریتش را برای مجموعه فرهنگی ارامنه آرارات  بر عهده گرفت ، یک استادیوم ورزشی 10هزار نفری در شمال تهران .محمدرضا شاه زمینی را به وسعت تقریبی دو هکتار که شامل قبرستان قرن هفده ام ونک بود، به جامعه ارامنه اهدا کرد.هیئتی شش نفره برای مدیریت و تحقق این پروژه عظیم شکل گرفت.جامعه ارامنه از این پروژه حمایت کرده و تامین مالی آنرا بر عهده گرفتند.این پروژه ی عظیم و همگانی متعلق به همه مردم بود.وسکانیان یکی از اعضای قدیمی باشگاه آرارات بود.استخدام او یک انتخاب قطعی و بدیهی بود زیرا او یکی از معماران پیشرو در زمان خود بود. اما اینجا مساله دیگری نقش ایفا می کرد.وسکانیان مردی درستکار و معمار ی مردمی بود و ماهیت واقعی پروژه به چنین هنرمندی نیازمند بود،وسکانیان توانست قطعه زمینی را که به لحاظ توپوگرافی پیچیده بود و تفاوت ارتفاع آن به 26 متر می رسید.به مجموعه ای بسیار کاربردی و با تراکم فضایی موثر تبدیل و در اطراف زمین فوتبال سازماندهی نماید.هر حجم تمایز سبکی و استقلال فضایی خود را در این مجموعه حفظ کرده بود.طراحی نوگرا ، با انتخاب مصالح و عملکرد همراه شد ، بتن خالص، آجر و شیشه و اهمیت این پروژه برای جامعه ارامنه نه تنها در تهران بلکه در تمام آسیا گسترده شد.یک استادیوم روباز بزرگ، چندین سالن ورزشی سرپوشیده و روباز، زمین های تنیس، دفترهای کار، کلاس ها، سالن های جلسات، انبارها، اتاق های رختکن، اردوگاه ها، پارکینگ ها،و استخر شنا در سطح جهانی در سالهای بعد این استادیوم برای گردهمایی های پر جمعیت و رویدادهای ملی با توجه به پیکر بندی فضایی موفقیت آمیز و سازه یکپارچه و مهندسی آینده نگر آن، مورد توجه و استفاده قرار گرفت.این مجموعه در اواخر سال 1976 به هیئت اجرایی آرارات تحویل داده شد.

شاهکار

نیایشگاه صلیب مقدس واقع در گوشه جنوب شرقی مجموعه، که بی شک نه تنها گویای نبوغ هنری وسکانیان است بلکه نماینگر تعهد دیرین او هم به مردم و هم به تاریخ است ،بعد از انقلاب سال 1979 به مجموعه اضافه شد، درآغاز مجموعه آرارات بعنوان مکانی سکولار(غیرمذهبی)طراحی و استفاده شده بود اما در اوایل سال1980، کمیته مدیریت استراتژی مجموعه، صلاح را بر آن‎ دید تا برای جلوگیری از مصادره استادیوم توسط دولت، یک نیایشگاه حواری ارمنی بنا کند.
وسکانیان تفسیر متفاوتی با استفاده از بتن خالص ،از بهترین نمونه های کلیساهای قرون وسطی ، که به سیستمی در هم آمیخته از تکیه گاه ها، ورودی ها و معلقات تبدیل می گردد.پیشنهاد داد.
فرمی که وسکانیان به این اثر بخشید، در عین حال که  بمانند کلیساهای گنبدی قرون وسطی می باشد همچون کلیسای" سنت هریپسیمه"، دارای پلان کف قرینه و مرکزی است.وسکانیان فرمی را ایجاد کرد که به صورت جسورانه ای نما و برش کلیساهای سنتی را در قالب یک بازنمایی تمثیلی از صلیب مقدس مجسم می نمود. براستی این یک تندیس است یا عمارتی تراش داده شده؟
طراحی آوانگارد وسکانیان روشن فکرانه و انقلابی بود. طرح پیشنهادی همانطور که انتظار می رفت بسیار مدرن و غیرارتدکس می نمود چنانکه اسقف ارمنی از او بجای این طرح، نمونه ای تقلیدی از کلیسای قرن نوزده ام شهر" انطلیاس لبنان " را درخواست نمود.

وسکانیان پاسخ وی را اینگونه داد: عالی جناب! یا همین را می سازم یا هیچ نمی سازم.

او انسانی مردمی ، پایبند به اصول و درستکار بود.او بدون خستگی طی مدت دو سال، بر ساخت و ساز پیچیده ی نیایشگاه  نظارت کرد، همانند کاری که وی شخصا برای ورزشگاه انجام داد.وسکانیان دو سال تمام علیرغم کمبود مصالح، بازرسی های غیرمنتظره و مشکلات ساخت و ساز روزهایش را در محوطه ساختمانی به همراه کارگرانش گذراند.

در سپتامبر 1987، صلیب مقدس به عنوان نیایشگاه منتصب شد.وی در سال 2001 بیان کرد , هرگز نگرشم به آن  بعنوان یک کار سیاسی نبوده است.چیزی که ساخته شده واقعیتی است که باقی خواهد ماند؛مردم عقاید سیاسی خود را تحت تاثیر هنر من تغییر نمی دهند. این نیایشگاه برای من بسیار با اهمیت بوده است.از او پرسیدم , منظورتان دید مذهبی است؟

پاسخ داد , نه به هیچ وجه. من فرد مذهبی نیستم، اما ایمان دارم.من مردم و فرهنگشان را باور دارم. یکی باید فضای معنویت را بیافریند.و حال من از شما می پرسم، او از مردمی که زندگی اش را برای آنها وقف کرد، چه درخواستی داشت؟او از ما چه درخواستی داشت؟ انتظار زیادی نیست.احتمالا از ما می خواهد تا شکوه پنهان در میان لایه های ظاهری سطوح و فرم های او را به خوبی نگاه کنیم ،ببینیم و لمس کنیم. آیا ما اینکار را کرده ایم؟

آیا ما جایگاه هنر وسکانیان را در معیار نوگرائی درک کرده ایم؟

آیا ما برای شایستگی اثر او در تاریخ هنر ارمنیان ارزش قائل شده ایم؟

آیا ما متوجه نقشی که معماری وی در شکل گیری هویت اجتماعی ما داشته است، شده ایم؟

میراث

وسکانیان زمانی که در سال 1988 تهران را ترک کرد، یک میراث و رسم در نوگرائی (مدرنیسم) ایرانی-ارمنی بر جای گذاشت

با ترک تهران، عادت های معماری خود را نیز ترک کرد. او پس از نقل مکان به جنوب کالیفرنیا ، نشان داد توانایی فوق العاده ای در پذیرش شرایط جدید دارد. پیرو تعالیمی که در بوزار دیده بود،  خط کش را کنار گذاشت  و قلم مو به دست گرفت.در طول دو و نیم دهه آینده، او بی وقفه در استودیو خانگی اش در گلندیل، کالیفرنیا مشغول خلق آثارهنری بود که به مجموعه ای از نمایشگاه های موفق در آمریکا شمالی منجر شد اما وسکانیان در درون یک معمار باقی ماند. نیایشگاه او عالی ترین مثال برای تجسم معماری معاصر می باشد.نیایشگاه او پاسخی است نبوغ آمیز به صاحبان معماری نوگرا، به کوربوزیه، میس، گروپیوس و کان.

 این نیایشگاه فقط شاهکار وسکانیان نیست.این نیایشگاه به تنهایی یک شاهکار است. با آن قالب گیری استثنایی بتن با آن طراحی چهار سویه، با آن جهش از تندیسگری به معماری، با آن صلیب های سه بعدی برجسته و با آن برجسته کاری های کم عمق فضای داخلی اش، پاسخی است به این پرسش: مدرنیسم چیست؟‎

همچنین این نیایشگاه نیز به مجموعه غنی سنت ارمنی تعلق دارد.نیایشگاه او میراثیست که در کنار حضور سنت مایل به حضور آوانگارد نیز هست (توضیح: نوگرائی و سنت در کنار هم در آن حضور دارند.)

نبوغ اثر او در همینجا نهفته است: تجلی تابناک قوای عقلانی وسکانیان، استعداد هنری و غریزه بی نظیر او تا به ما اصول دیرینه را در زبانی که متعلق به ما می باشد، آشکار سازد .( توضیح : ذات نوگرائی را آشکار می کند.) نامگذاری هر دو کلیسای جامع گاگیک در جزیره آختامار و نیایشگاه وسکانیان در محوطه استادیوم آرارات به نام صلیب مقدس ، آینده نگرانه بوده است.هر دو نمایانگر شاهکار های معماری ارمنی یکی از دوران قرون وسطی و دیگری از دوره جدید، شکوهمند و پرافتخار باقی می مانند.برجسته کاری های نفیس کلیسای صلیب مقدس گاگیک، به صورت مینیمالیستی و به همان اندازه زیبا، روی سطح بتنی صلیب مقدس وسکانیان بازتاب شده است.می توان هر دوی این سطوح را لمس کرده و ذات روح هنری آنها را دریافت. هر دوی آنها صادقانه از طرز فکر دوران خود از جایگاه خود، از بصیرت هنری خود می گویند. خیالی است اما بسیار حقیقی،اگر کسی وطنش، جایی را که در آن اسم و رسمی یافته است از دست دهد و  با این حال به خلق نوآوری هایش ادامه دهد.

آثار هنری چشمگیر و منتقدانه اش نشان دهنده ی یک ذهن فوق العاده، قلبی پاک و هنرمندی صادق است. وسکانیان اینگونه بود.از دست دادن چنین هنرمندی به دلیل بیماری، فقدانیست نه فقط برای یکی که برای دو ملت، اگر نگوییم برای تمامی جامعه هنرمندان جهان،نه فقط یک ملت بلکه دو ملت امروز سوگوارند.،یک انسان با استعداد بی همتا، اهل درستکاری و شرافت کسی که به نوگرائی مردم معتقد بود و با خلق آثارش با آنها یکی شد.همچون آثارش که تا ابد جاویدان می ماند، روحش در آرامش ابدی باشد.