اطلاعات پروژه
نام: ساختمان مسکونی نونهال
آدرس: تهران، ظفر، کوچه نونهالان، پلاک ۷
دفتر معماری: استودیو حامد حسینی
معمار: حامدحسینی
تیم طراحی: شادی شادمان، فرزانه حیدری
تاریخ: ۱۳۹۹-۱۴۰۴
مساحت زمین: ۵۲۸ مترمربع
مساحت زیربنا: ۲۵۷۴ مترمربع
نوع: مسکونی
مهندس سازه: امین غزنوی
تاسیسات مکانیکی / الکتریکی: محمد زیرک ساز
نورپردازی: ترسه لایت
اجرا: شرکت ساختمانی فراسازان
طراح سه بعدی: شادی شادمان روز
رندر: علی خاکپور
گرافیست: سوگند مددی، محمدمهدی حمیداوی
کارفرما: صادقپور، فراهانی
عکاس: محمدحسن اتفاق
توضیحات
قرارگیری سایت پروژه در پهنه ای با ضوابط ساخت وساز خاص و محدود کننده، در ابتدا به عنوان چالشی در روند طراحی تلقی می شد؛ با این حال، این محدودیت ها به فرصتی برای تعریف الگویی متمایز و منضبط در مواجهه با بستر بدل شدند. در شرایطی که تنها پلاک نوسازی شده ی همجوار، با تخطی از ضوابط قانونی پهنه، اقدام به ساخت با سطح اشغال حدود ۶۰ درصد و پیشروی دو متر مازاد بر خط مرز مجاز کرده بود، پروژه با حفظ تعهد به مقررات شهری و پایبندی به حداکثر سطح اشغال ۵۰ درصد، تلاشی آگاهانه در جهت حفظ نظم کالبدی و انضباط بصری بافت انجام داد. این رویکرد نه تنها به ایجاد نسبتهای صحیح تر در توده گذاری و بازشوها انجامید، بلکه زمینه ساز نوعی خوانایی و شفافیت در تعریف مرز میان فضای عمومی و خصوصی در بافت محله گردید.
در راستای کاهش سطح اشغال و ارتقاء کیفیت زیستی فضاهای داخلی، ویدهایی در نقاط مختلف بنا، از جمله در نمای پروژه تعریف شدند. این راهکار، ضمن پاسخگویی به نیازهای عملکردی چون تأمین نور طبیعی، تهویه ی مؤثر و ایجاد سير كولاسیون روان، این امکان را فراهم ساخت تا بدون کاستن از منافع اقتصادی کارفرما پر و خالی هایی هدفمند در پوسته ی نما شکل گیرد. در بستر پروژه ای که در دسته ی بناهای «در میان» قرار دارد، این مداخله سبب شد نما از نقش متعارف و منفعل خود، که صرفاً به عنوان یک سطح تزئینی عمل میکند، عبور کرده و به لایه ای فعال، عمق یافته و چند وجهی بدل گردد؛ لایه ای که نه تنها در ترکیب بندی کالبدی خود ریتم و تناسبی دقیق دارد، بلکه به مثابه واسطی میان فضای داخلی و جداره ی شهری در پیوندی دوسویه و معنادار ایفای نقش می کند.
در این رویکرد، نما دیگر پوسته ای بر پیکره ی بنا نیست، بلکه بخشی جدایی ناپذیر از تجربه ی زیستن، ادراک فضا و خوانایی شهری است؛ عنصری که از خلال تعادل میان فرم، عملکرد و معنا، به بازتعریف نسبت بنا با بافت اطراف و ارتقاء كيفيت تعامل انسانی با کالبد معماری منجر شده است. با توجه به اینکه بستر شهری پروژه عمدتاً متشکل از بناهایی با قدمت متوسط و در مواردی مستلزم نوسازی و بازسازی است فرایند طراحی می تواند به عنوان الگویی کارآمد، خلاقانه و پاسخگو برای مداخلات آتی در مقیاس محله ای مطرح شود.
در شرایطی که روندهای زودگذر و رویکردهای مدگرایانه ی عام پسند، به طور فزاینده ای در شکل دهی به سیمای شهری نقش ایفا می کنند، اتخاذ رویکردی مبتنی بر مبانی اصیل معماری، نظم هندسی و اصول زیبایی شناسی می تواند به عنوان راهبردی مؤثر در مواجهه با اغتشاشات بصری و آشفتگی های کالبدی شهر عمل نماید. خطوط ظریف شکل گرفته در نمای پروژه با استفاده از مصالحی چون بتن و آجر، دوگانگی ای حسی میان سبکی و سنگینی را بازتاب می دهند؛ ترکیبی که از خلال تضاد بافت رنگ و جنس مصالح تجربه ای چندلایه و معنادار برای ناظر ایجاد می کند. این مواجهه ی مادی و فرمی، نه به صورت انتزاعی، بلکه در تعاملی آگاهانه با زمینه ی شهری اطراف شکل گرفته است؛ جايى كه كيفيت كالبدى ورنگ مايه ى مصالح انتخاب شده، در گفت وگويى خاموش اما مؤثر با بافت موجود وحافظه ى جمعى محله قرار مي گيرند. بدين ترتيب، نما ئه صرفأ سطحى بيرونى، بلكىه عنصرى ميانجى ميان يروزه و بافت يیرامون است؛ عنصرى كه در عين داشتن هويت مستقل، خود را در بستر شهرى حل مى كند و به تداوم خوانايى كالبدى و هويتى محله يارى مى رساند.
استقرار پوشش گياهى در سطح نما، فراتر از يك راهكار زيبايي شناسانه، به عنوان رويكردى چند لايه در راستاى اصول معمارى يايدار قابل تفسير است، حضور زنده ويوياى گياهان، ضمن ارتقاء كيفيت ادراك فضا و ايجاد حس طراوت، با ايفاى نقشى عملكردى در تعديل دماى سطح نما، كاهش آلودگى هوا و بهبود بهره ورى انرژى در ساختمان، در خدمت بهينه سازى مصرف منابع و ارتقاء زيست بذيرى قرار مى گيرد. اين تعامل ميان طبيعت و معمارى، بر پايه ى مفاهيم طراحى بيوفيليک، به ايجاد پيوندى عاطفى و ادراكى ميان كاربران و محيط بيرامون منجر شده و به واسطه ى رشد تدريجى و تغييرات فصلى گياهان، نوعى كيفيت زمانى ويويايى در تجربه ى فضا ايجاد مى كند. بدين ترتيب، گياهان در نما، به مثابه عناصر واسط، نه فقط ارتباط ميان بنا و زمينه ى شهرى، بلكه پيوندى عميقتر ميان انسان، معمارى و طبيعت را شكل ﻣﻰﺩﻫند.
از جمله يارامترهاى مؤثر در شكل گيرى پلان پروژه، خواسته ى كارفرما مبنى بر طراحى دو واحد مسكونى در هر طبقه بود؛ واحدهايى با متراژهاى متقاوت (دوخوابه و سه خوابه) كه در عين اشتراك در سطح همكف طبقه، از حريم خصوصى مستقل و تعريف شده اى برخوردار باشند. با تكيه بر رويكردى انسان محور و توجه به كيفيت زيستى كاربران، سازماندهى فضايى پلان به نحوى صورت گرفت كه واحد با متراژ بالاتر در ضلع جنوبى - با بهره مندى از نور مطلوب تر، تهويه ى طبيعى بهتر و منظر بازتر جایگذارى شود. در اين راستا، هسته ى ارتباط عمودى شامل پله و آسانسور، به گونه اى جائمابى گرديد كه با تعريف دو لابى ورودى مجزا، هر واحد دسترسى مستقل خود را حفظ كرده و حس تفكيک عملكردى و حريم شخصى تقويت گردد. اين تمهيدات فضایى،در كنار پاسخ به خواسته هاى كارفرما، در جهت ارتقاء كيفيت سكونت و تقويت ابعاد روانى و اجتماعى ، تجربه ى زيستن در واحدها تعريف شده اند.
معماری نه تنها هنر ساختن ، که هنر نساختن است.
جایی که شکاف ، فضای خالی و تراس شاید تنها سنگر های باقی مانده معماران در پروژه های میان بافتی باشد. ما در این تمرین با شناور کردن نمادین جعبه های آجری در ساختار پاکت های بتنی رایج و امتداد صبورانه ی آنها به درون ، سعی کردیم با ایجاد خردگی و فضاهای خالی، هم سایه اندازی و پرسپکتیو را در پروژه های تخت اینفیل (میان بافتی) تقویت کنیم و هم در حد توان چانه زنی خود به بیان فرهنگی دوران گذار و تغییرات زیبایی شناسی آن اشاره کنیم.! گذاری تاریخی شکل یافته با ساختار بتنی عریان و واحدهای حجمی آجری جای گرفته در آن در این آپارتمان خانوادگی هر جعبه داستان خود را دارد اما آنچه داستان ما را روایت می کند، درون و بیرون، دیروز و امروز، نور و سایه است.
English
Please click on the link below to view the project's information in English language.
Click Here!